آغاز
مشهد
پیش از همه شرکتها، یک کنجکاوی بود.
در مشهد به دنیا آمدم و بزرگ شدم؛ در خانوادهای معمولی که ثروتمند نبود، اما کار و تحصیل در آن جدی بود. خیلی پیش از آنکه زبان استارتاپها را بشناسم، یک پرسش همراهم بود: چگونه میشود یک ایده را به چیزی واقعی تبدیل کرد؟
ابتدا در کالجی نزدیک مشهد تکنولوژی برق خواندم و بعد در سال ۲۰۱۵ تحصیلم را در مدیریت کسبوکار به پایان رساندم. این دو رشته دو زاویه متفاوت به من دادند: یکی برای دیدن سیستمها و دیگری برای فهم آدمها، بازار و تصمیمها.
بااینحال، بخش مهمی از آنچه مرا ساخت بیرون از کلاس اتفاق افتاد: زودتر از آمادهبودن امتحانکردن، با انجامدادن یادگرفتن و پذیرفتن اینکه نسخه اولِ تقریباً هر چیز فقط یک آغاز است.
نقشهای بزرگ و کامل نداشتم؛ نیاز داشتم یک ایده را واقعی کنم.
